ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

230

تاريخ گيلان ( فارسى )

مىنمود ، دوچار شده ، از قساوت قلب و بىرحمى ، آن دو جوان و دو نهال نورس را بدون صدور خطا به قتل رسانيد و سرهاى ايشان را به نظر فرهاد خان رسانيد . نواب فرهاد خان از احوال مقتولان استفسار نموده ، از قتل ايشان نيز متألم و متأثر شد . لاجرم در آن فترات هركس « 1 » از مشاهير كه در آن ملك غريب بودند ، به ناحق ، زهر فوات نوشيدند و آن هم بدون رضاى فرهاد خان واقع شد . و روز جمعهء بيست و هفتم شهر مذكور ، خان از فومن به رشت رفته و در عرض يك هفته نسق مهمات بيه‌پس نموده و روانهء قزوين شده ، در آنجا به پابوس رسيد . و چون به ييلاق ديلمان رسيدند ، حكم مصحوب ولى بيك قورچى شاملو ورود يافت كه فرزندى فرهاد خان ، چون به مضمون حكم مطلع شود ، كامران بيك گيلك را در صحبت قورچى مذكور روانهء درگاه نمايند . قورچى مذكور در سه روز مومى اليه را زخم‌دار به نظر درآورده . شاه عباس در ازاى حقوق وفادارى و جان‌سپارى كه از او نسبت به على خان ظاهر شده بود ، او را به عنايات شاهى مستمال و به الطاف گوناگون خوشحال فرموده ، به جناب مقرب الخاقانى ، بسطام آقا سپرده ، جراح سركار خاصهء شريفه را طلب فرموده ، امر نمود كه زخم او را معالجه نموده ، غمخوارى مشار اليه نمايد . بعد از چند روز فرهاد خان و على خان و پسران اميرهء گسكر و ساير اسيران رسيدند . شاه عباس متوجه استعلام هركس شد و كامران بيك را نيز در آن مجلس حاضر فرمودند . و در اثناى محاوره حكايت كامران در ميان مىآيد . على خان مىگويد كه پادشاهم ! كامران را از ميان چندين هزار كس برگزيده‌ام .

--> ( 1 ) - در اصل و در نسخهء د : هيچكس به جاى هركس .